
سلام به خدای بزرگم و به همه دوستای گلم . بر عکس آپ قبلی که همه چیز به هم پیچیده بود خدا رو 10000000000000 دفعه شکراین دفعه با ذوق و شوق دارم مینویسم چرا که خدا بازم دست خالی از درگاهش منو برنگردوند . مدتی که گذشت همش انتظار بود و 1001 سوال بی جواب دیگه اینقدر فکر کرده بودم سردرد گرفته بودم انتظار خیلی سخت بود.خدا خیلی بزرگه خیلی – سوتفاهمی که پیش اومده بود را از بین برد .شکرت خدا جونم ..اوایل نگران بودم که نکنه اتفاق بدی خدایی نکرده براش افتاده باشه اما بعد مدتی فهمیدم که نه خدارو شکر حالش خوبه فقط از دست من دلگیر باید باشه که خبری ازش نیست .مثل همیشه با خدای خودم راز و نیاز کردم که خدا جون من که نمیدونم چی شده – تو که از دل من و نیتی که دارم خبر داری- تو که خودت مهرشو انداختی تو دلم راضیم به رضای تو آخرین نوشته ام رو برای علیرضا میل میکنم اگر صلاح میدونی به دلش بنداز که من نیتم خیر بوده .اینا خلاصه حرفایی بود که به خدای بزرگ با دلی شکسته گفتم . .دقیقا 23 اکتبر بود دیگه کم کم نا امید شده بودم که صدای علیرضا رو بشنوم که تو راه برگشت از دانشگاه به خانه موبایلم زنگ خورد .واااااای بگید کی بود ؟ صدا صدای علیرضا بود صدایی که با شنیدنش جا خوردم .نه واقعا خودش بود .واااای خدا جونم مرسی.با هم که صحبت کردیم متوجه شدیم که سوتفاهم بوده البته بهش حق میدم چرا که علیرضای عزیز من یه خورده بد بین شده به اطرافیان.میدونید بیشتر از این خوشحال بودم که خدا جونم که الهی من قربونش برم با بزرگیش و با صلاحش سوتفاهمی که بوجود آمده بود رو بر طرف کرد. بعد که تلفنو قطع کردیم حال عجیبی داشتم غیر قابل توصیف دوباره رفتم کتار سجادم همون جایی که چند روز پیش از خدا خواستم که حقیقتو آشکار کنه و شروع کردم به گریه کردن خدا جون تو داری منو شرمنده میکنی خیلی دوست دارم خدا جونم. راستش از طرفی هم خیلی دلم میخواست که پیش علیرضا باشم آخه عزیزم( الهی بمیرم ) مریض بود . باورم نمیشد که نشنیدن صدای علیرضا - من سحر که همه میدونن چقدر سفت و سر سختم را اینقدر اذیت کنه .بهر حال خیلی خدا رو شکر کردم که این بار سنگین رو از دوشم برداشت .
وای وای یه خبر دیگه اونم اینکه من آدرس بلاگو دادم به علیرضا .دلم شور میزنه بد جور .اما ازش قول گرفتم وقتی خواند از این به بعد باهم بلاگ را مدیریت کنیم .خودمم باورم نمیشه .الحق که خدا ی مهربون جای حق نشسته .باز هم دعا میکنم :
بار الها هیچ وقت از هیچ بنده ای رو بر مگردان که بدون تو زندگی غیر ممکنه . من یکی که بدون تو هیچم .خدا جونم خیلی این حسو دوست دارم که قلبم برای یه نفر میتپه .این احساس رو در من روز به روز قویتر کن .آمین
این آهنگ عارف آهنگیه که هم علیرضا و هم من دوسش داریم که باز هم تقدیمش میکنم به علیرضای عزیزم.

آهنگ عارف-خواب -کلیک کنید
دیشب خواب تو را دیدم.چه رویای پر شوری
انگار که توی خواب دیدم تو سالها از من دوری
تو را توی باغی دیدم که سرتا سرخزان بود
هزاران چشم پر ز اشک به طاق آسمون بود
مثال عکس قرص ماه میون آب نشستی
تا دست بردم بگیرمت پر چین شدی شکستی
آه ای فلک نفرین به تو ببین چه میکشم من
جدا از آن مهر آفرین میون آتشم من