تبليغاتX


با یک آرزوی بزرگ - دلم پرخونه

  

چیززیادی برای نوشتن ندارم  (۲ روز مانده به عید فطر خوابی دیدم که منو دگرگون و پریشون کرد . به ۳ نفر فقط خوابمو گفتم از نظر اونا خواب عالیی بوده اما  برای من عمق این خواب باعث شد منی که تا به آن روز هیچ وقت چرا تو کار خدا نیاورده بودم  مرتب از خدا سوال میکردم :خدااااااااااا چرا من باید این خوابو ببینم ؟ این چه امتحانیه؟؟؟ و ...  از طرفی هم  این روزا اتفاقایی افتاده که هنوزم گیجم و فقط بگم که دارم دیوونه میشم- دارم میمیرم همین . دعام کنید که بد جور محتاجم به دعاتون. اگر این مدت به وبلاگاتون سر نزدم منو عفو کنید خیلی حالم بده اینقدر داغونم که حتی نمی خواستم آپ کنم. دعام کنید دوستای گلم.)

چقدر حقیرند مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند - نه اراده دوست نداشتن - نه لیاقت دوست داشته شدن -نه متانت دوست داشته نشدن - با این حال مدام شعر عاشقانه می خوانند.

 

این روزا این آهنگ و زیاد زمزمه کردم حرفمه به علیرضا ااااااااا

ای کاش میدونستی چقدر دوست دارم . منو ببخش که خیلی دوست دارم عزیز سحر

 آهنگ حسین استیری و سعید عرب - مثل بارون- کلیک کنید

تو آسمونی که رنگ شبه  ستاره میمیره
دل من عاشق از دوری می ترسه   بهونه می گیره
تو بری بهونه می گیره            واسه رفتنت دیره

صدای من با نبودن تو ترانه کم داره
 خونه میشه زخمی از بغض دل تنگی
که زیر آواره        تو بری که زیر آواره     
غصه می باره

تو مث بارون          اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه ها   تو رو میخواسته دل از خدا

اگه نباشی                   میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور    میشکنه عاقبت این غرور

تو باشی پاییز چشمای من        بهارو می بینه
به دل بی خاطره م عطر زیبای گذشته می شینه
تو رو تو گذشته می بینه        تویی عشق دیرینه

صدای من با نبودن تو ترانه کم داره
  خونه میشه زخمی از بغض دل تنگی
که زیر آواره        تو بری که زیر آواره         
غصه می باره

تو مث بارون         اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه ها   تو رو میخواسته دل از خدا

اگه نباشی                   میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور     میشکنه عاقبت این غرور

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 15:12 توسط |

آغاز کار با نام خدا
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد
عزیزان من سحر - ایران نیستم واسه همین دل تنگه خیلی چیزام-من دورا دور عاشق شدم که جالب اینجاست که طرفم ایرانه و نمیدونه .آرزوم اینکه روزی از حس من آگاه شه .

Home
Email