
سلام به آفریدگار بی نیاز ( به قول علیرضای عزیزم ) و عزیزانم که همراه من در کلبه تنهایی هستید . وای انقدر حالم خوبه که قدرت توصیفش را ندارم .دست خدا رو رو سرم دارم احساس میکنم و این روزا وجود خدا را همه جا کنارم دارم میبینم . وای که هر چی بگم کم گفتم .به زندگی امیدوار شدم وکم کم دارم به این میرسم که زندگی کردن با عشق زیباست . زیبا تر از اونی که فکرشو میکردم .تو این پستم دوست دارم فقط خدا رو- کسی که منو لایق دانست و لطفش شامل حالم شده را ستایش کنم. من تو این چند سال عادتم شده بعد از نمازم وقتی با خدا شروع میکردم حرف زدن نا خدآگاه اشکم جاری میشد بخاطر همین همیشه بعد نمازم فکر میکردم خالی شدم آخه شما نمیدونید وقتی تو غربت کسی رو نداری این احساس بعد نماز چه حسیه ... الان که دارم مینویسم باز اشکم در اومد. چند وقت پیش دلم بد جور گرفته بود بعد نماز شروع کردم به درد و دل کردن با معبودم اما بغض گلوم را گرفته بود .وای خدای من انقدر دلم پر بود بغض داشت خفم میکرد دریغ از یه قطره اشک -کل روز حالم خراب بود آخر شب رفتم سر سجادم زانو زدم سرم را گذاشتم رو مهر با تمام وجود و از ته دلم داد زدم یا رب کمکم کن اشکم نا خودآگاه جاری شد وای چه حالی داشتم گفتم خدا جونم راضیم به رضای تو هر چی خودت بگی سر تعظیم فرو میارم خداااااااااااااااااااا فقط کمکم کن یا رب کمکم کن .باورتان نمیشه انقدر این جمله رو گفتم که نفهمیدم کی روی سجادم خوابم برد. وای از آن روز به بعد اتفاقای عجیب غریبی افتاد برام- یه داداش خوب پیدا کردم که قلب مهربانش خیلی چیزا یادم داد- دوستای خوبی پیدا کردم وعلیرضای عزیز رو دیدم وقتی برای اولین بار از وب دیدمش دلم لرزید چه ذوقی کردم. باهم راحتتر حرف میزنیم یواش یواش حرفای دلم را بدون ترس بهش میگم نمیدانم خدا انقدر کمکم کرده که احساس ترس اولی که داشتم ازم دور شده. حس عشق ورزیدن را دوست دارم با اینکه دورم ازش اما انگار که همه جا باهامه. من متاسفانه اینجا بخاطر شرایطم موقعیت آشنایی با خیلی ها داشتم و دارم اما تا حالا نشده بود که کسی به دلم بشینه و ته دلم بهم خبر میداد که اینا کسایی نیستن که من بخوام عشق پاکم را صرفشان کنم .همیشه از خدا میخواستم کسی وارد زندگیم بشه که خا لصانه دوسش داشته باشم و هیچوقت دلم نشکنه وحداقل از نظر خودم ارزش عشق پاکی که پیشکشش میکنم را داشته باشه وعشق واقعی را از ته دل لمس و حس کنم. من ورود علیرضا را به زندگیم هدیه الهی میدانم خدا من را با این آشنایی به زندگی امیدوار کرد . وای خدا تنهایی داره ازم دور میشه- احساس خوبی دارم بعد چند سال تنهایی حالا احساس میکنم دیگه تنها نیستم .خدا جونم قسم به عزیزترینت تنهام نذارواین حسی که وجودت را در کنارم میبینم ازم نگیر.فقط یک چیز میخوام ازت :------ خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار----- از پروردگار برای همه عزیزانی که قلب پاک دارن و عاشق واقعی هستند تجربه این حس را طلب میکنم.
این آهنگ را تقدیم میکنم به علیرضای عزیزم :

آهنگ امید عامری -عشقم حونم عمرم -کلیک کنید
عشقم، جونم، عمرم، عزیزم دوست دارم
من فقط تورو دارم، هرجا که پا میزام تورو یادم میارم
میدونی که مال توام عاشق چشمای توام
هر شب و روزم واسه توست، همیشه من یاد توام
عشقم پر از صداقته نه هوسه نه عادته
عاشقتم حتی اگه فاصله تا قیامته
نمیخوام تنها بمونم باز میخوام از تو بخونم
واسه ی این دل تنها تویی عشقم تویی جونم
اگه قلب من شکسته اگه سردم اگه خسته
اگه میبینی که تنها دل من به پات نشسته
عشقم، جونم، عمرم، عزیزم دوست دارم
من فقط تورو دارم، هرجا که پا میزام تورو یادم میارم
میدونی که مال توام عاشق چشمای توام
هر شب و روزم واسه توست، همیشه من یاد توام
اگه خورشید غروبم، بی تو سرد و بی فروغم
وقتی هستی با تو شادم، نمیره عشق تو یادم
نمیخوام تنها بمونم، باز میخوام از تو بخونم
واسه ی این دل تنها تویی عشقم تویی جونم