تبليغاتX


با یک آرزوی بزرگ

نمیدونم چی باید بنویسم فقط میدونم که اگه ننویسم بغض گلوم خفم میکنه . هیچ وقت نخواستم از خدایم گله کنم اما دیگه چقدر گریه خدا جونم خودم هیچی اما دیگه چشمام خسته شدن دیگه این دل از غصه خوردن خسته شده اااااااااای خدا همیشه امیدم به خودت بوده و بس. هر وقت دلم گرفت با خودت درد دل کردم توکه خوب میدونی من چقدر زجر کشیدم - تو که شاهد اشکام و درد کشیدنام بودی تو که خوب یادته یه بار شکایت نکردم و همیشه گفتم راضیم به رضای خودت . اما ایندفعه دیگه نمیتونم یعنی دیگه در توانم نیست ته دلم میگم که خدا یاری دهندست اما خدااااااااااااااااا دیگه بسمه تو که میدونی من تحمل هر چی داشته باشم و تو هر شرایطی منطق و صبرم به لطفت بهم کمک کنه دیگه زمانی که ناراحتی عزیزامو ببینم ناتوان میشم. خدا چقدر التماست کردم که نشه روزی که غم عزیزمو ببینم دارم میمیرم دیگه نمیتونم این چه امتحانیست درست زمانی که من باید همدم عزیزم باشم زندانیم و هیچ راهی نیست که برم پیشش وای که ثاتیه ثاتیه هاش را دارم تصور میکنم و زجر میکشم. خدااااااااااااااااا غیر تو من کیو دارم. ها ؟ کیو دارم ؟ خدا جون میخوای امتحانمون کنی؟  خدا تو که از دل من با خبری و میدونی که دست خودم نیست مگه میشه وقتی میدونم که عزیزم غم داره من آروم باشم ؟ به خدا نمیشه. یک ثانیه فکرش از ذهنم بیرون نمیره.

آخ که چقدر سخته وقتی بدونی عزیزت ناراحته و هیچ کاری از دستت بر نیاد. ای خدا فقط یه درخواست دارم تو را قسمت میدم به عظمتت که صبر بده به همشون. نذار خیلی اذیت بشن. حاضرم نصف عمر منو بگیری اما علیرضا تو دلش غم نباشه.

الهی من بمیرم ناراحتیتو نبینم. من میدونم و مطمینم که علیرضای من قویه و تو این امتحان الهی سر بلند.خدایا کمکش کن.

می دانم که روزهای سختی را می گذرانی و می دانم که دست های ما در برابر مرگ ناتوان است و می دانم که در تسلایت حتی ناتوانم.علي رضای عزیزم ! کاش من میمردم اما غم تو را نمیدیدم. آرزو میکردم من پر پر میشدم اما اشکای تو را نمیدیدم.من پا به پات غصه خوردم و زجر میکشم که حتی نتوانستم کنارت باشم. نمي گويم شريك دردت هستم كه نيك مي دانم دردي چنين سترگ را شراكت چون مني التيام نمي بخشد. اما آكنده ام از تاسف و اندوه از غمي كه آمد و بدان که تنهایت نمیگذارم الهی سحر برات بمیره.کاش میشد - کاش دست من بود که نذارم حتی یه ثانیه ناراحت باشی.خداااااااااااااا  

چقدر سخته که عشقت روبروت باشه نتونی هم صداش باشی چقدر سخته که يک دنيا بها باشی نتونی که رها باشی چقدر سخته که بارونی بشی هر شب نتونی آسمون باشی چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و ديوار نتونی همزبون باشی چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون بگن چنده چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه نتونی ناجيِش باشی چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی ولی توو سينه داغون شی.

وقتی این موزیکو شنیدم نتونستم جلوی اشکامو بگیرم. خدا این چه امتحانیست؟ دارم قطره قطره تو غم و درد آب میشم.

شادمهر عقیلی - عادت

http://www.youtube.com/watch?v=Riu0kZ5nncU&eurl=http%3A%2F%2Fwww%2Efacebook%2Ecom%2Fhome%2Ephp%3F&feature=player_embedded

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 22:47 توسط |

سلام میکنم به پروردگارم به یار تنهاییهام - به کسی که اگر تو قلبم وجودشو حس نمیکردم یه لحظه زنده نمیموندم- خدای بزرگم. خدا جونم باز مثل همیشه به خودت رو میکنم و با تعظیم ازت بخاطر داشته و نداشته هام تشکر میکنم . خدایا ممنونم از محبتت و از اینکه یادم دادی صبر داشته باشم .از اینکه هر لحظه و هر جا وجودتو در قلبم برام قابل لمس کردی. خدا جونم 3 سال تو سختیها تو تنهایی ها تو شادیها کمکم کردی و کنارم بودی که یه لحظه ازت غافل نشم هر جا رفتم هر جا بودم هر لحظه و ثانیه یادت بودمو اینو مدیون محبت الهی هستم . انساتها همیشه لذت میبرن از اینکه کسی دوسشون داشته باشه خدا جونم ممنونتم که همیشه تو دلم حس کردم که دوست دارمو دوسم داری . خدا جونم آگاهی که خیلی وقتها دلم گرفته بوده و تنها کسی که تونستم حرفامو بهش بگم خودت بودی و تنها کسی که با نشونه هاش منو به این زندگی امیدوار کرد تو بودی . خدا جونم همیشه تا آخرین لحظه عمرم شاکرتم و این محبتانو تو این دوران تنهاییم هیجوقت فراموش نمیکنم. دیگه بلیطمو گرفتم وااااای خدای من باورم نمیشه دارم بال در میارم . یعنی داره تموم میشه ؟ وااااای خداااا دوست دارم برم یه جا که هیچکس نباشه خودم باشمو خدا زانو بزنم و دستامو بالا بگیرمو فریاد بزنم خداااااااااا - ای یگانه خالق هستی - ای مظهر بزرگی و محبت - دوست دارم - شاکرتم و زاز زاز گریه کنم و سرمو بزارم رو خاک بگم خدا من هیچم در برابر عظمتت تو را به عزیزترینت قسم میدم تنهام نذار که تنهایی خیلی سخته .وای رفتم تو حس و ناخوداگاه اشکم سرازیر شد . ای عاشقی که داری این متنو میخوانی بیا همین الان دستمونو بالا بگیریمو شکرش کنیم  و بیا به عظمتش قسمش بدیم که هیچ بنده ای را به حال خودش رها نکنه و همه را عاشق از این دنیا ببره پیش خودش.آمین .

ما انسانها تا چیزی را تجربه نکنیم نمیتونیم خوبی یا بدیشو با تمام وجود حس کنیم . من خوب میدونم وقتی یه دختر اردیبهشتی که زندگی بدون حس براش مرگه جدا از خانواده تنها اونور کره زمین زندگی کنه  تو تنهاییاش چی میکشه . اما از همون اول خدا معجزشو بهم نشان داد شاید باورتون نشه اما هر شب با هم حرف میزنیم. یه زمانی بود که فکر میکردم زندگی پوچه و با خودم میگفتم وقتی حس ندارم یعنی یه مرده متحرکم اما خدا یه معجزه ای نشونم داد که بدونم من حس دوست داشتنو باید از امید به خالقم لمس کنم.خدای قادر کم کم دارم نزدیک میشم به روز پرواز - بعضی وقتها دلم شور میزنه نمیدونم چرا اما یه آشوبی تو دلمه که بعضی وقتها اذیتم میکنه - میترسونتم اما باز هم به خودت پناه میبرم و همه چیزو میسپارم به خودت. خدا میدونه مدتی که منو با حس دوست داشتن آشنا کرد دست از پا خطا نکردم. خودش میدونه که هر لحظه ام با ذکر خدا و یاد عزیزی که خدا خودش مهرشو انداخت تو دلم - علیرضای عزیزم- گذروندم. خدایا آگاهی که اعتقادم به این بود که اگر ثانیه ای به غیر از علیرضا فکر کنم یعنی خیانت- یعنی بی وفایی - یعنی نامردی و اینا ممکنه از چشم علیرضا پنهان باشه اما خدای علیرضا و من همیشه بیناست و ماه پشت ابر نمیمونه و یه روزی هم خدا یه روزی جواب این حرکتمو میده. چه زیبا گفت یوسف در جواب زلیخا که عشق مقدس است و عاشق اهل خیانت نیست و عاشق ناپاکی را به حریم پاک و مقدس دل راه نمیدهد. خدا شاهده که حسم چقدر صادقه. ای خدا خودت مهرشو انداختی تو دلم اون اولا چقدر خواستم که اینجوری نشه حتی عذاب وجدانم گرفتم هی گفتم خدا اگرمهری تو دلم شکوفه میکنه  کسی باشه که به صلاحته گفتم تو که از دلم آگاهی کسی باشه که لیاقت ابراز عشقمو داشته باشه. خدا جونم تو که میدونی اگه کسی باشه یه قدم برداره من جونمم میدم پس کسیو بذار جلوی پام که معنی واقعی عشقو بدانه. خدا جونم یادته ؟هر کاری کردم از ذهنم خارج شه نشد بعدش گفتم خدا حالا دیگه میسپرم همه چیزو به خودت هر چی پیش میاد حکمتته فقط کمکم کن که دلم نشکنه.چرا که همیشه خواستم اگر دلم جایی هست کسی باشه که قدر محبتمو بمونه.

حالا که 1 سال گذشت- حالا که آرومم -حالا که تحمل دادی بهم صبر کنم- حالا که فکر میکنم بعضی وقتا رابطم به مو رسید اما پاره نشد- اینا همه و همه نشانه است برام و شاکرتم برای همه محبتات. ازت میخوام کمکمون کنی هم منو هم علیرضای عزیزمو کمکمون کن که رابطمون بشه سمبل دوستی برای همه و همه رابطه ما رو به خوبی مثال بزننو الگو بشیم و ثابت کنیم که وفاداری و صداقت نمرده. کمکمون کن یاد تو لحظه ای از ذهنمون نره و همیشه تو را در کنارمون حس کنیم.علیرضای عزیزم برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند،گوشی که صدا ها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود،برای تو و خویش، روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی بیرون کشد و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم. آمین.

من با قدرت میرم ایران که تمام گفته هام در طول این ۱ سالو به عزیزم اثبات کنم و حقیقت گفته هامو برای عزیزم آشکار بشه.به امید روز وصال این روزهارو میگذرونم. باشد که یاری پروردگارم تحمل سختی این روزای آخرو به من بده.( کاش عزیزم تو بدونی صبر عاشقت زیاده - هنوز هیچکسی  تو دنیا مثل من که دل نداده)

آهنگ قدیمی فرشته - حدیث عشق

عشق لحيب دو نگاهه  نمي دونم              يا اينكه حديث يه گناهه  نمي دونم
عشق تمنای دو قلبه  نمي دونم                يا اين كه رفيق نيمه راهه نمي دونم
اي عشق عزيز هر چه هستي                  من بندهء درگاه تو هستم
تا يك قدمي به مرگ مانده                      اي عشق هوا خواه تو هستم
عشق سؤال بي جوابه                          تاثير پياله ی شرابه
در سينه نشوندنش ثوابه                يا اينكه حباب روي آبه نمي دونم نمي دونم
من عشقو رو پيشونی فرهاد بجويم          در چهرهء عاشقان غمناک بجويم
در چشم به اشک آمدهء مست خرابات      يا پيش فقيه دست و دل پاک بجويم
ای عشق عزيز هر جا  هستی               من بنده درگاه تو هستم
تا يک قدمی به مرگ مانده                   ای عشق هواخواه تو هستم

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 23:59 توسط |

سلام به همه امیدوارم که همه زیر سایه محبت خالق عشق سالم و سرحال باشید. دلم شور میزد ناخوداگاه کشیده شدم به سمت بلاگ که بنویسم. وای خدا جونم حرف دارم باهات- خدا جونم روزی که دلم لرزید به خودت پناه آوردم و از اول همه چیزو به امید خودت شروع کردم بهم خیلی چیزا هدیه کردی لایقم دونستی که معنی عشق واقعی را بفهمم – اینقدر بهم لطف داشتی که جرات بیان حسم به علیرضا را بهم دادی – خدا جونم بهم امید دادی  بهم صبر دادی تا تحمل کنم دوری عزیزمو – محبت کردی و علیرضا رو برام نگه داشتی حالا دیگه کم مونده- اما نمیدونم این آخرا چرا هیجان دیدن عزیزم داره دیوونم میکنه بی تابم کرده احساس میکنم زمان واستاده و نمیخواد بگذره – دلشوره امونم نمیده اصلا نمیتونم درس بخوانم بی حوصله شدم فقط دوست دارم این دوری تموم بشه. وااااای خدااااااااااااا همیشه صدات کردم کمکم کنی خدا جونم بازم عاجزانه با چشمای اشکبارم تمنا میکنم کمکم کنی این مدتم تمام بشه. میترسم دلتنگیم و این بیقراریم خیلی چیزا رو خراب کنه. ای یگانه خالق تنهام نذار شرمندتم خدا جونم همش ازت درخواست دارم منو ببخش آخه غیر تو من کسیو ندارم تمام این مدتی که اینجا تنها بودم وجودتو لمس کردم و هیچوقت تنهام نذاشتی من بدون امید به تو هیچم من هر چی دارم از لطف توست . خدا جونم من از همون اول گفتم راضیم به رضای توو هر چی تو برام بخوای سر تعظیم فرود میارم در برابرت. خدا جونم فراموشم نکنیا من میمیرم بی تو . وااای یعنی میشه برسم به روزی که زنگ بزنم بگم علیرضا ازت خدافظی میکنم تا فرداش که ایران ببینمت وااااای حتی فکرشم بهم بال پرواز میده واااااااای دوباره هیجان وجودمو گرفت. حاضر نیستم این حس شوق دیدارو با هیچی عوضش کنم خداااااااااااااااااااااا فقط تو میتونی کمکم کنی من شاکرتم بخاطر دادن این حس زیبا. این ارتباط برام خیلی مقدسه و این خاطرات دوری  هر چند سخت اما هیچ وقت از یادم نمیره. ممنونم خدای بزرگم که میدونم صبر تحمل این چند وقتم بهم میدی و منو به آرزوی دیدار عزیزم میرسونی من همیشه شاکرتم خدا جونم. علیرضا برای دوتامون دعا میکنم و از پروردگارمون عاجزانه درخواست میکنم که به هر دومون در این رابطه نیرویی  بده که بتونیم اثبات کنیم هنوز هم میشه دوست داشت و هنوزم میشه که بدون ریا و دروغ رابطه داشت و وفاداری هنوز نمرده (آمین).علیرضا یه لحظه هم نمی تونم باور کنم نباشــــی من حاضرم بمیرم و  فقط تو زنده باشـــی وقتی هستی هستی ام تموم خاک دنیاست شاهد عشق پاک ما اشکی کنار دریاست - یه لحظه هم سخته که بودنت رو حس نکردن - یه حسیه شبیه حس  سرد و تلخ  مردن -نمی تونم -نمیزارم- نمی خوام و نمیشه تموم لحظه هامونو  به خاطره سپردم - یه ثانیه اش یه عمره فکر کنم  که دیگه نیستی -آهای جدایــــــــــــی نمیزارم پیش روم بایستی -من از خدا می خوام که عشقمو واسم بزاره تو هم بدون دیگه برام یه عشق ساده نیستـــــــی - روزگار هم نمی تونه دیگه تو رو از من بگیره آخه اونم می دونه که نفسم به نفس تو گیره- آره کاره دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته بیا با هم نذاریم  رویای دریا بمیره. این شعر زیبا رضا صادقی که تک تک کلماتش حرف دلمه با تمام وجودم تقدیم میکنم به عزیزم علیرضای گلم که حتی وقتی دارم راجبش مینوسم آرامش وجودمو میگیره.

آهنگ رضا صادقی - رویای دریا - کلیک کنید

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 19:51 توسط |


زندگی عشق است افسانه نیست آنکه عشق راآفرید دیوانه نیست

سلام عزیزانم. آرزو میکنم همگی سالم باشید . انقدر این چند وقته سرم شلوغ بود که اصلا وقت نکردم به بلاگ سر بزنم منو ببخشید.آخه دیگه پایان رسیدن انتظارنزدیکه و کمتر از چند ماه دیگه برای دیدن عزیرانم مونده. وای که چقدر هیجان دارم. این دفعه یه ذوق و شوق خاصی دارم. خدا رو شکر میکنم که این چند ماه آخرو برام زیباترین روزها کرد و منو با معنی واقعی دوست داشتن آشنا کرد.این روزها رو به امید دیدن عزیزم سپری میکنم.امروز روز عاشقاست دلم نیومد که آپ نکنم.دوست داشتم روز عشق- روز محبت- روز مهربونی رو به عزیزترینم - علیرضای عزیزم - و همه عاشقای واقعی تبریک بگم و آرزو کنم که همه ما هر روزمون روز عشق و محبت باشه. آمین.

علیرضا جان بهترینها رو همیشه برات آرزو دارم مهربونم و این روز زیبا رو از صمیم قلب بهت تبریک میگم.  من گل رو به چند دلیل  خیلی دوست دارم -عزیزم  دوست دارم تمام گلهای دنیا رو در این روز پر مهر و محبت پیشکشت کنم.

 

قاب عكستو زدم جای ساعت دیواری
از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .

من به دو چیز عشق می ورزم یكی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یكی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یكی تو ودیگری خوشبختی تو

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ وقلب کوچیک من

حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر كسی به اندازه ی حرفهایی است كه برای نگفتن دارد و كتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اكنون رسیده ام به آغاز چنین كتابی...

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی.

.

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:34 توسط |

 

به نام حق.

هیچ شگفتی ای جادویی تر از شگفتی محبوب بودن نیست - دست خداست بر شانه کسی که دوستش دارند و دوست میدارد .
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم .از روی ادب سلام .  الان  روبروی دریا نشستم . 3- 4 ساعت دیگه سال نو میلادیست همه خداروشکر خوشحالن و منتطر ساعت تحویل .همه به هم تبریک میگن کسایی که همدیگرو دوست دارن با همن و منتظر اینکه ساعت بشه 12 و  با شادی و هزار و یک آرزو سال جدید شروع کنن وقتی محبت واقعی تو چهرشون میبینم وقتی حس میکنم که همشون با لبخندشون میخوان نشون بدن که خوبی همدیگه رو میخوان وقتی حتی کسایی که نمیشناسن همدیگرو به هم تبریک میگن  دلگرم میشم اما من نمیدونم چمه ؟ حالم خیلی گرفته. تنها چیزیکه آرومم میکرد اینکه تو این هوای سرد و تاریکی که چراغهای رنگارنگ روی درختها با نورشان  موج دریا رو نمایان کرده و صدای جزرو مد دریا به گوش میرسه دنبال ورق و خودکاری بگردم و شروع کنم به نوشتن آشوبی که دلمو گرفته. اما حالا که قلم دست گرفتم نمیدونم چرا کلمات یاریم نمیکنن  یه عالمه حرف رو دلمه که اصلا نمیدونم چه جوری بگم میترسم سوتفاهم بشه یا منظورمو اشتباه برداشت کنید.

 آپ قبلی رو تقریبا از حفظم واقعا حقیقته که از کجا شروع کنم از آدمهای هزار رنگ یا از تیشه زدن فرهاد یا چاه نشینی مجنون از عشق بگم یا نفرت. آه دلم گرفته از زمونه از انسانها. چرا زمونه باید در مسیری بری که برای اثبات دوستی و محبت . برای اثبات  حقیقت گفتار و حس درونی باید قسم خورد چرا ما که اسممون اشرف مخلوقاته – مایی که پروردگارمون تو قلبمون عشق گذاشت تا خالق خودمونو دوست داشته باشیم – تا وقتی چشامونو باز میکنیم عشق مادر رو ببینیم – وقتی قد میکشیم محبت و فداکاری پدر رو با وجود لمس کنیم و ..... حالا همه با عشق – با دوستی – با دست به دست دادن  با محبت کردن بی ریا غریبه شدیم وبرای اینکه نامردی و دروغگویی زیاد شده باید برای اینکه حقیقتی بشنویم و یا لبخند و محبت واقعی رو باور کنیم باید سند و مدرک ببینیم که شاید باورمون بشه. چرا با اینهمه قدمت ما ایرانیها که هیچ نزادی داستانهای عاشقاته مارو نداره حالا دو دستی عشق واقعی که زبون زده همه بوده تحویل بقیه دادیم و همه ما یادمون رفته وفاداریای  مادرای نسلهای قبل به همسراشون و عشق ورزیدنهای پدرانمان به  خانواده وعاشقهایی که برای رسیدن به هم جان فدا میکردن و از دوری هم عین قو با نبودن یکی اون یکی دق میکرد.چرا بعضی ازما با نعمت به این بزرگی  و کلمه مقدس عشق بازی میکنیم چرا؟؟ حقیقت گفتی علیرضای عزیزم که چرا سوالامون بی جواب میمونه ؟ آه دلم غمگینه درست نیست نزدیک سال نو اشک بریزم اما دوست داشتم داد بزنم بگم  تو رو به هر چه میپرستید بسه دیگه تا کی دروغ – تا کی گول زدن همدیگه – تا به کی بازی کردن با کلمه عشق ؟ چرا باید اکثر بلاگا حرف از دل شکستگی باشه آخه؟

بیایید دست به دست بدیم  بیایید ثابت کنیم عشق واقعی نمرده – بیایید هر کیو برای خودش دوست داشته باشیم نه برای داشته هاش –بیایید تصمیم بگیریم دروغ گفتنو گناه بزرگی بدونیم و به این ایمان داشته باشیم که با هر دست بدیم با همون دست میگیریم – بیایید چشمامونو باز کنیم دور و برمونو نگاه کنیم که چقدر زیباست ابراز محبتی که انتظار جبران نداشته باشیم. بیایید جای نفرت را به عشق ورزیدن و جای یاس رو به امید بدیم که یگانه خالق هستی با مهربانها و خوش قلبهاست. وقتی پروردگار در حقمون لطف کرد که عشق واقعی برامون قابل لمس باشه قدرشو بدونیم و اینو بدونیم که اگر به فکر خیانت و اذیت هر کس باشیم خدا نمی بخشمون و یه روزم یه نفر همین کارو با ما میکنه- به خدا عوض داره .

خدا جونم که از دلم خوب خبر داری دست یاری به سویت میارم تا کمکم کنی که این حرفامو اثبات کنم ثابت کنم که میشه و فقط شعار نمیدم و عمل میکنم – ثابت کنم که هنوزم هستن کسایی که معنی عشق و وفاداری و فداکاری و صداقت رو میدونن . هنوز زندست عشق ورزیدن بدون چشم داشت به چیزی ... آه خدا جونم کمکمون کن که گسترش پیدا کنه ابراز محبت و دوستی و هیچ جا جنگ و دشمنی و حسودی نباشه و همه به کمکت به خوبی با هم زندگی کنن. اینو همه بدونیم وقتی ما معنی واقعی دوست داشتن را حس کنیم اول از همه عشق به پروردگارمونه که برای استواری  ابرازعشق به بقیه کمکمون میکنه.... هوا سرده اما صدای خنده ها و شادی این همه آدم کنار ساحل زیبای اینجا باعث گرمی شده آرزو میکنم همه با هم با محبت سال خوبی شروع کنن و جز ابراز عشق و دوستی و صداقت در وجودشون ریشه نکنه . خدایا به امید تو.آرزو میکردم که علیرضای عزیزم اینجا بود که خیلی جاش خالیه به امید روزهای زیبا و فراموش نشدنی. این آهنگ زیبا را با تمام وجود تقدیم میکنم به عزیزترینم علیرضای مهربون.  

                         آهنگ میلاد- دست خودم نیست - کلیک کنید

اگه از چشم سیاهت نمیتونم بگذرم  دست خودم نیست

                                                 اگه وقتی که تو نیستی تو خودم دربه درم دست خودم نیست

اگه از تمام دنیا من فقط تو رو میخوام  دست خودم نیست  

                                                 اگه وقتی با توام از همه جا بی خبرم دست خودم نیست

آره این دست خودم نیست نمیخوام از تو جدا شم با تو بودن مثل رویاست عاشق ثانیه هاشم

اگه عشق تو منو رو بال ابرا میزاره                منو از خودم میگیره پیش تو جا میزاره

آخه من عاشقتم  دست خودم نیست                   به خدا کار دله تقصیر من نیست

آره این دست خودم نیست نمیخوام از تو جدا شم با تو بودن مثل رویاست عاشق ثانیه هاشم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 21:16 توسط |

dorod bipayan in haghir ro pazira bashin omid varam ke dar har kojaye in donia koravi ke nafas mikeshid kheily khob va dar ooje salamaty bashin....nemidonam az koja shoro konam !!!begam az in adamaye hezar rang ya az elm behtar ast ya servat va eshgh residan ast ya naresidan....az tishe zadane farhad begam ya az chah neshinie majnoon!....az eshghe kodake khorsal begam ke be khatere pedare karegaresh aftaboo siah keshid ke tabeshe aftab pedaresho aziat nakonee....dar har sorat nemikham aziat konam ....ammma hamishe soalamono bijavab           mizarim  chera???hhhh....be ghole sohrab sepehri dochar bayad bood

az afaridegare biniazam khahane inam ke ensanharo morede emtehan gharar nade zira dobare be in natije mirese ke eshtebah karde.....afsoss ...afsooss az in ensanhaa....doost daram baraye ye shaksi ke besiar morede ehterame in haghire doa konam akhe kheily khobe....esmesho nemigam amma neshonash parande mohajere ....doost daram hamishe khandon bashe nemidonam aslan chera ingone bayan kardam ...ahange parande mohajer taghdimesh mikonam....sokhanam ra ba chand beyt sher be etmam miresonam SHABHAYE DERAZ BI EBADAT CHE KONAM----IN TAN BE GONAH KARDE ADAT CHE KONAM

GOYAND KHODA GONAH RA MIBAKHSHAD -----OO BAKHSHADO MAN AZ IN KHEJALAT CHE KONAM

YAA RAB..BAR KHALGH NATAVANAM NAKONI-----BAR BOTEYE SABR EMTEHANAM NAKONI

AZ TA'NEYE DOSHMANAN MARAA BAKI NIST ---MOSTOJEBE RAHME DOSTANAM NAKONI

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 17:16 توسط |

 

سلام گرمی دارم به پروردگار قادر وسلام ای عطر شعر شبانه من علیرضا (البته با اجازه شما آپ میکنم عزیزم) و سلام به قلبهای همه دوستای مهربونم که با نظراتشان دلگرمم میکنند .

تو زندگیم – تو قلبم – تو فکرم  کسی جا گرفته که خیلی برام عزیزه. وجودشو هدیه الهی میدونم  چرا که این حس قشنگو خدای بزرگم تو دلم جا داد – حسی که تو کل عمرم تجربه نکرده بودم و دیوانه وار این حسو دوست دارم و با دنیا عوضش نمیکنم. حالا دیگه زمزمه های خون را تو رگهام میشنوم – زمزمه شب تو وجودم می روید و مستم میکند. با ورودش عطری در چشام زمزمه کرد و رگهام از طپش افتاد. با وجودش پنجره رویاها گشوده شد و او مثل نسیم به درون من وزید.تصویرش را در هر گام زنده ترمی یابم  در چشمام چه طپشها که نریخت و در رگهام چه عطشها که نشکفت -آمد و من اورا بوییدم واااای چه حس زیبایی - چی بگم که هر چی بگم ممنونم خدا جونم  باز هم کم گفتم .روزی که شروع به نوشتن این بلاگ کردم اصلا فکرشو نمیکردم  که به این زودی آدرس بلاگمو بدم علیرضا بخونه اما خیلی خوشحالم برای اینکه با قلب بزرگ و مهربونش حقیقت حرفامو متوجه شد.خیلی وقت بود که در قلبم  فقط و فقط جایگاه خدایم بود اما خدای بزرگ – قادر- مهربان و خالق عشق منو شرمنده کرد ودر قلب من محبتی جا داد غیر قابل توصیف..حسی زیبا و ناخودآگاه به علیرضایی که هر لحظه به یادش می افتم نگاهش میاد جلوی چشام اون نگاه عمیق که منو لرزوند و به فکر برد با اون نگاه بود که دیگه نتونستم به خودم ودلم دروغ بگم - نگاهی پر معنا که هیچوقت و تا آخرعمرم از یادم نمیره.آرزو میکنم همیشه خدای عزیز تو رو زیر چتر محبتش داشته باشه و قلب بزرگت  دیگه هیچ وقت نشکنه عزیز دل سحر.آمین.

پروردگارم تصوری که من از عشق دارم عشقی است که در تو یافتم. خدا جونم شاید با حرفام نتونم به علیرضا حسی که دارمو بیان کنم اما تو تنها کسی هستی که از دل من – از نیت من واز فکر من کاملا خبر داری - پس عاجزانه دستمو به سویت دراز میکنم و از ته دل میخوام که خودت با عظمت غیر قابل انکارت علیرضای عزیزمو کاملا از حسم آگاه کنی که فقط باورم کنه همین برام بزرگترین هدیه است.

این  آهنگ زیبای خواننده ای که تمام تنهاییهام  رو تو این مدت با آهنگاش پر کردم و من دیوانه وار  آهنگاشو دوست دارم- مثل همیشه با تمام وجود تقدیم میکنم به کسی که برام عزیزترینه - علیرضای گلم و همچنین به قلبهای عاشق دوستای عزیزم 

آهنگ رضا صادقی- یک لحظه خوشی - کلیک کنید

 از تموم دنیا و دارو ندارش
شونه هات و كم دارم برای بارش
       
                             زخمیه خنجر زهر آگین یارم
                             تو كه تازه اومدی تنها نذارم
       
به چشمام خوب خیره شو ببین چه پیرم
من و دریاب خوب من دارم میمیرم
      
                            دیگه حتی نایی نیست برای گفتن
                            خیلی وقته تو سكوت غم اسیرم
       
یك لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم
برای یك لحظه خوشی به هر دری در میزنم
        
                          برگردون عمر رفتم رو حتی واسه یك ثانیه
                          دل خوش كنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه؟
                 
غربتم رو آشنایی كن بهارم
روزام و دریاب عزیز دور شد قطارم
          
                          تنها یك ثانیه عاشقی به جز این
                         هیچ توقعی از این روزها ندارم
  

توی تاریکیه شب مهتاب من باش     تو بمون تعبیر خوب خواب من باش

        تو که میدونی بدون تو می میرم        انتهای قصه عذاب من باش  

      
یك لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم
برای یك لحظه خوشی به هر دری در میزنم
         
                                 برگردون عمر رفتم رو حتی واسه یك ثانیه
                                دل خوش كنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه؟

         

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 0:13 توسط |

سلام به خدای بزرگم و  به همه دوستای گلم . بر عکس آپ قبلی که همه چیز به هم پیچیده بود خدا رو 10000000000000 دفعه شکراین دفعه با ذوق و شوق دارم مینویسم چرا که خدا  بازم دست خالی از درگاهش منو برنگردوند . مدتی که گذشت همش انتظار بود و 1001 سوال بی جواب  دیگه اینقدر فکر کرده بودم سردرد گرفته بودم انتظار خیلی سخت بود.خدا خیلی بزرگه خیلی – سوتفاهمی که پیش اومده بود را از بین برد .شکرت خدا جونم ..اوایل نگران بودم که نکنه اتفاق بدی  خدایی نکرده براش افتاده باشه اما بعد مدتی فهمیدم که نه خدارو شکر حالش خوبه فقط از دست من دلگیر باید باشه که خبری ازش نیست .مثل همیشه با خدای خودم راز و نیاز کردم که خدا جون من که نمیدونم چی شده – تو که از دل من و نیتی که دارم  خبر داری- تو که خودت مهرشو انداختی تو دلم  راضیم به رضای تو آخرین نوشته ام رو برای علیرضا میل میکنم  اگر صلاح میدونی به دلش بنداز که من نیتم خیر بوده .اینا خلاصه حرفایی بود که به خدای بزرگ با دلی شکسته گفتم . .دقیقا 23 اکتبر بود دیگه کم کم نا امید شده بودم که صدای علیرضا رو بشنوم که تو راه برگشت از دانشگاه به خانه موبایلم زنگ خورد .واااااای بگید کی بود ؟ صدا صدای علیرضا بود صدایی که با شنیدنش جا خوردم .نه واقعا خودش بود .واااای خدا جونم مرسی.با هم که صحبت کردیم متوجه شدیم که سوتفاهم بوده البته بهش حق میدم چرا که  علیرضای عزیز من یه خورده بد بین شده به اطرافیان.میدونید بیشتر از این خوشحال بودم که خدا جونم که الهی من قربونش برم  با بزرگیش و با صلاحش سوتفاهمی که بوجود آمده بود رو بر طرف کرد. بعد که تلفنو قطع کردیم  حال عجیبی داشتم غیر قابل توصیف دوباره رفتم کتار سجادم همون جایی که چند روز پیش از خدا خواستم که حقیقتو آشکار کنه و شروع کردم به گریه کردن خدا جون تو داری منو شرمنده میکنی خیلی دوست دارم خدا جونم. راستش از طرفی هم خیلی دلم میخواست که پیش علیرضا باشم آخه عزیزم( الهی بمیرم ) مریض بود . باورم نمیشد که نشنیدن صدای علیرضا  - من  سحر که همه میدونن چقدر سفت و سر سختم را اینقدر اذیت کنه .بهر حال خیلی خدا رو شکر کردم که این بار سنگین رو از دوشم برداشت .

وای وای یه خبر دیگه اونم اینکه من آدرس بلاگو دادم به علیرضا .دلم شور میزنه بد جور .اما ازش قول گرفتم وقتی خواند از این به بعد باهم بلاگ را مدیریت کنیم .خودمم باورم نمیشه .الحق که خدا ی مهربون جای حق نشسته .باز هم دعا میکنم :

بار الها هیچ وقت از هیچ بنده ای رو بر مگردان که بدون تو زندگی غیر ممکنه . من یکی که بدون تو هیچم .خدا جونم خیلی این حسو دوست دارم که قلبم برای یه نفر میتپه .این احساس رو در من روز به روز قویتر کن .آمین

این آهنگ عارف آهنگیه که هم علیرضا و هم من دوسش داریم که باز هم تقدیمش میکنم به علیرضای عزیزم. 

 آهنگ عارف-خواب -کلیک کنید

دیشب خواب تو را دیدم.چه رویای پر شوری

                               انگار که توی خواب دیدم تو سالها از من دوری                                   

 تو را توی باغی دیدم که سرتا سرخزان بود

                                هزاران چشم پر ز اشک به طاق آسمون بود

مثال عکس قرص ماه میون آب نشستی

                                 تا دست بردم بگیرمت پر چین شدی شکستی

آه ای فلک نفرین به تو ببین چه میکشم من

                                  جدا از آن مهر آفرین میون آتشم من

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 13:34 توسط |

  

چیززیادی برای نوشتن ندارم  (۲ روز مانده به عید فطر خوابی دیدم که منو دگرگون و پریشون کرد . به ۳ نفر فقط خوابمو گفتم از نظر اونا خواب عالیی بوده اما  برای من عمق این خواب باعث شد منی که تا به آن روز هیچ وقت چرا تو کار خدا نیاورده بودم  مرتب از خدا سوال میکردم :خدااااااااااا چرا من باید این خوابو ببینم ؟ این چه امتحانیه؟؟؟ و ...  از طرفی هم  این روزا اتفاقایی افتاده که هنوزم گیجم و فقط بگم که دارم دیوونه میشم- دارم میمیرم همین . دعام کنید که بد جور محتاجم به دعاتون. اگر این مدت به وبلاگاتون سر نزدم منو عفو کنید خیلی حالم بده اینقدر داغونم که حتی نمی خواستم آپ کنم. دعام کنید دوستای گلم.)

چقدر حقیرند مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند - نه اراده دوست نداشتن - نه لیاقت دوست داشته شدن -نه متانت دوست داشته نشدن - با این حال مدام شعر عاشقانه می خوانند.

 

این روزا این آهنگ و زیاد زمزمه کردم حرفمه به علیرضا ااااااااا

ای کاش میدونستی چقدر دوست دارم . منو ببخش که خیلی دوست دارم عزیز سحر

 آهنگ حسین استیری و سعید عرب - مثل بارون- کلیک کنید

تو آسمونی که رنگ شبه  ستاره میمیره
دل من عاشق از دوری می ترسه   بهونه می گیره
تو بری بهونه می گیره            واسه رفتنت دیره

صدای من با نبودن تو ترانه کم داره
 خونه میشه زخمی از بغض دل تنگی
که زیر آواره        تو بری که زیر آواره     
غصه می باره

تو مث بارون          اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه ها   تو رو میخواسته دل از خدا

اگه نباشی                   میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور    میشکنه عاقبت این غرور

تو باشی پاییز چشمای من        بهارو می بینه
به دل بی خاطره م عطر زیبای گذشته می شینه
تو رو تو گذشته می بینه        تویی عشق دیرینه

صدای من با نبودن تو ترانه کم داره
  خونه میشه زخمی از بغض دل تنگی
که زیر آواره        تو بری که زیر آواره         
غصه می باره

تو مث بارون         اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه ها   تو رو میخواسته دل از خدا

اگه نباشی                   میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور     میشکنه عاقبت این غرور

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 15:12 توسط |

سلام-سلامی به گرمای دل عاشقان-به پروردگارم و دوستای مهربونم که با نظراتشون یه دنیا خوشحالم میکنن. وای که دلم خیلی تنگ شده بود برای نوشتن.نتونستم زودتر از این آپ کنم چون هم دانشگام شروع شده هم ماه رمضانه یه خورده بیشتر وقت میزارم برای همصحبتی با یار همیشگیم-خدای مهربونم.خدا جونم بازم شکرت که همه چیز به خوبی داره پیش میره.از طرفی رازو نیازام با خدا جونم بیشتر شده و هر روز شاکرشم-از طرفی هم با علیرضای عزیزم آرامش لذت بخشی دارم و یه حس خاص و ذوق و شوق عجیبی برای گذراندن این چند ماه باقیمانده برای رفتن به ایران و دیدن روی عزیزانم مخصوصا علیرضا.این چند وقت که با علیرضا رابطم صمیمی شده و شکل ارتباطم باهاش نسبت به قبل عوض شده احساس خوبی دارمو دلم آرومه.متاسفانه من به خاطر شرایطم  تو هفته گذشته دوباره 2مورد برای آشنایی برام پیش آمد اما اینقدر احساسم به علیرضا خاصه که انگار اصلا کس دیگه ای رو نمیبینم همه جا فکرعلیرضا باهامه .خیلی وقتا تو دلم باهاش حرف میزنم انگار که روبروم نشسته.تو این مدت بعضی از دوستان تعجب میکردن از اینکه چرا حسم به علیرضا بدون اینکه ببینمش اینقدر عمیقه و خیلی ها هم مطمین بودن که علیرضا برام نمیمونه و نباید خودم را گول بزنم-اوایل که میخوندم و میشنیدم دلم میلرزید-میترسیدم و دلم میگرفت البته حقم داشتن طبق تعریفایی که من ازشرایط دوستیها در ایران شنیدم ولی با گذشت این مدت و ارتباط متفاوتی که با عزیزم برقرار کردم خدا رو شکردلم آرامش داره که علیرضا با بقیه فرق داره و من چون از همون اول همه چیزو سپردم به خدا که طبق صلاحش برام شرایط رو پیش بیاره پروردگار بخشنده من هم کمکم کرده ودیگه هیچی دلم را نمی لرزونه ( خدا رو شکر ) چرا که مطمینم خدایی که عاشق بودن و یادم داده-خدایی که همیشه لبخند میزنه-عاشقا رو دوست داره و عاشقارو تنها نمیذاره.آرزو میکنم هیچوقت تنهام نذاره مثل این 3 سال که تو این غربت همیشه هوامو داشته و حواسش با من بوده و همچنین ازش تمنا میکنم که به قلب همه عاشقا یه روزی آرامش عطا کنه.آمین.دوستای گلم نماز روزه های همگی قبول باشه من هم اینجاروزه میگیرم ولی سر سفره افطارم فقط خودم هستم و خدای رحیم و از حال و هوای این ماه مبارک در ایران دورم برای منم دعا کنید.ممنون.

این آهنگ را مثل همیشه تقدیم میکنم به علیرضای عزیزم و تمام دوستای گلم که نظراتشون دلم را گرم کرده.

 آهنگ گروه آریان - بی تو با تو بودن - کلیک کنید

اگه بی تو تنها ،گوشه ای نشستم
تویی تو وجودم ، بی تو با تو هستم

                            اگه سبز سبزم ، تو هجوم پاییز 
                            ذره ذره ی من ، از تو شده لبریز

                                                          ای همیشه همدم ، واسه درد دلهام
                                                          عطر تو همیشه ، جاری تو نفسهام 

                                                                              ای که تارو پودم ، از یاد تو بی تاب 
                                                                              با منی ولی باز دوری مثل مهتاب

بی تو با تو بودن ، شده شب و روزم
                         بی تو اما یادت با منه هنوزم

                                                          تویی تو ی حرفام ، تویی تو نفسهام 
                                                                          ولی جای دستات ، خالیه تو دستام

من به شوق و یاد بارون ، زندم و پژمرده نمیشم
تشنه ی یه قطرم اما ، زرد و دل آزرده نمیشم

                       سخته وقتی تو غزلها ، از من و تو واژه ای نیست
                        سخته بی تو با تو بودن ، سخته اما چاره ای نیست

بی تو با تو بودن ، شده شب و روزم
                                بی تو اما یادت با منه هنوزم

                                              تویی تو ی حرفام ، تویی تو نفسهام
                                                              ولی جای دستات ، خالیه تو دستام 

                                                                      تویی تو ی حرفام ، تویی تو نفسهام 
                                                                                ولی جای دستات ، خالیه تو دستام

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 4:5 توسط |

 

سلام به درگاه پروردگارم و به همه دوستای خوبم. ممنون از همه عزیزانی که بهم محبت داشتن و برام دعا کردن.از آخرین پستم هر دفعه میخواستم به علیرضا بگم نمیشد ( البته یه بار بهش گفتم که میخوام بهش یه چیز بگم اما هر دفعه به یه بهانه ای عقب مینداختم چرا که میترسیدم و یا روم نمیشد همش باخودم میگفتم نکنه فکرکنه منم مثل بقیه دروغ میگم ).اما یه روز که آنلاین شدم  دیدم علیرضا برام آف گذاشته :::  میدونی قشنگیه زندگی به چیه؟ اینکه تو بی خبر باشی و یکی دیگه بخاطرت  با خدا راز و نیار کنه.وای اینو که خوندم حالم بد شد گفتم که علیرضا این بلاگو خونده شوک زده شدم تا اینکه بهم زنگ زد ازش پرسیدم گفت نه اما دوست داره بخونه .وقتی مطمین شدم که آف با بلاگ من ارتباطی نداره آروم شدم .یه خورده که گذشت به خودم گفتم تمامش کن سحر توکل کن به خدا .یه یا علی تو دلم  گفتم وبعد از چند روز و چند بار حرف زدن با علیرضا سکوتمو شکستم و بهش گفتم -شروع کردم .صدام میلرزید اما سعی کردم فقط به حرفهایی که میخوام بزنم فکر کنم و هر چی تو دلمه بگم وااااای خدا جونم الان که یادم میاد یه جوری میشم . خلاصه تا جایی که تونستم علاقم برای با علیرضا بودن را بیان کردم .علیرضا – علیرضا –علیرضا اسمی که همیشه تو ذهنم زیباترین اسم بوده و امروز برام  بیان این اسم شده آرامش دل.وقتی حرف میزدم علیرضا حرفهامو تایید میکرد و اصلا من متوجه هیچ مخالفتی از طرفش نشدم و تا 5 صبح ایران با هم حرف زدیم.خدا جونم مرسی مدیون محبتتم خدای عزیزم ممنونم که کمکم کردی حرفهای دلم به دل علیرضا بشینه و اون هم به محکم شدن دوستیمون علاقمند باشه.  همین برام بس بود که علیرضا حرفامو باور کنه که از ته دلم بدون ریا و صادقانست.خدایا شاکرم که کمکم کردی -این حالت و شرایط  یه تجربه بزرگ بود برام که خودم را بیشتر شناختم حس کردم شهامت دارم و از بیان حقیقت نمیترسم. حس اینکه خدا دوسم داره رو با تمام وجودم لمس کردم .اینکه اگه چیزی از ته دل باشه و صادقانه بیان شه خدا محاله کمک نکنه.از امروز حس میکنم سبک شدم – حس میکنم آرامش دارم .خدااااااااااااااااااا شکرت .هر چقدر شکرش کنم کمه .چه جراتی بهم داده بود باورم نمیشه تو عمرم با کسی اینجوری حرف نزده بودم قبلش اصلا فکر نمیکردم بتونم حرف دلمو بگم حتی به علیرضا گفتم که ممکنه تپق بزنم  اما وقتی شروع به بیان احساسم به علیرضا کردم واااای نمیتونم حالمو و قدرتی که خدا بهم داده بود رو تو کلمات توصیف کنم .در آخر دستام را عاجزانه به سمت آفریدگار بی نیار دراز میکنم و مثل همیشه با خدا حرف میزنم و میگم::
اى خدا یقین دارم که تو مهربانترین مهربانان عالمى اى خدا تو به من اجازه دادى که به درگاهت دعا کنم و حاجت بطلبم پس اى خداى شنوا سپاسگزارتم. خدایا، هستی و کمالات من و جهان- نعمت توست و تنها ولی نعمت تویی..خدایا، من هر گاه تو را حمد گفتم، بار دیگر باید تو را حمد کنم که تو را حمد کرده‏ام؛ یا شکر کنم که تو را شکر کرده‏ام.بهترین یاور و مدد من- در فرمانبرداری از خدایم و ایفای وظیفه بندگی است .پروردگارا این حس خوب را ازم نگیر و منو قابل بدون که همیشه شاکرت باشم.علیرضا مثل خودم شمع خیلی دوست داره خدا جونم محبت بین دل منو علیرضا را مثل شمع روشن و فروزان نگه دارو تو این راه که قدم گذاشتیم چتر محبتت رو بالای سرمون پهن کن. ای خدا جون که دست عنایتت به وجود و بخشش بر خلق گشاده است قسمت میدم به عزیزترینت -گنجینه‏هاى رحمتت راشامل حال  همه قلبهای عاشق ودوستای عزیزم که با من همدردی کردن کن و یار همه ما باش و از شکستن قلبی که جایگاه توست جلوگیری کن. آمین

دوست دارم آهنگی که  هم حرف دل خودم هست به خدای بزرگم  و هم چون نزدیک ماه رمضان هستیم بذارم که به زبانهای مختلف با خدا صحبت شده ( البته من به انگلیسی معنی آن را هم میزارم - یه خورده طولانی بود ترجیحا متن آهنگ را در ادامه مطلب گذاشتم )

 آهنگ سامی یوسف-Hasbi Rabbi -کلیک کنید

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:18 توسط |

سلام دوباره .اینقدر که دلشوره دارم و حالم پریشونه قدرت ندارم خوب بنویسم .فقط بگم که چند روزه با خودم دارم میجنگم که به علیرضا همه چیزو بگم .امروز تصمیم خودم را گرفتم - حرف دلم را گوش کردم - استخاره کردم و یک فال حافظ که بهش خیلی اعتقاد دارم گرفتم و عالی در آمد .دیگه صد در صد بهش میگم حسی که بهش دارم را با شهامت میگم خودم را از این سردرگمی نجات میدم یا با وجودش حس پاکی که بهش دارم را لمس میکنه و با بیان علاقه ای که بهش دارم دلش میلرزه  و یا اینکه ازم بدش میاد.امیدوارم خدای بزرگ کمکم کنه وااااای دوستای گلم دعام کنید که دلم نشکنه .به امید آپ بعدی که با خبر خوب بیام

.خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار

این آهنگ رضا صادقی را از ته دل بلند این روزا میخواندم .به امید روزی که علیرضا بیاد اینجا و با هم در کنار دریا شاکر خدای بزرگ باشیم .

 آهنگ رضا صادقی - ساده بیاه - کلیک کنید  

ساده بیا دست منو بگیر و
ساده نگیر این همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز می تونی
پای همه سادگیهات بمونی

                          ساده بیا دست منو بگیر و
                         ساده نگیر این همه سادگی رو
                         ساده نگیر اگه هنوز می تونی 
                         پای همه سادگیهات بمونی

                                                            خسته نشو اگه تموم راهها
                                                            پیش تو و سادگیهات بسته شن
                                                            طاقت بیار اگه همه آدما
                                                            از این که پا به پات بیان خسته شن 
خسته نشو اگه تموم راهها 
پیش تو و سادگیهات بسته شن 
طاقت بیار اگه همه آدما 
از این که پا به پات بیان خسته شن

                                 آخر خط جاده های خسته
                                بگو چقدر راه نرفته مونده
                               پشت دلت وقتی به خون نشسته
                              چند تا ترانه است که کسی نخونده 

                                                                    دووم بیار خسته نشو از سفر
                                                                    تنهاییت هم بذار رو دوشت ببر
                                                                    ترانه باش اون ورِ آخر خط
                                                                    به نقطه میرسی بیا سرِ خط
 به نقطه میرسی بیا سرِ خط

                                به نقطه میرسی بیا سرِ خط

                                                                   ساده بیا دست منو بگیر و
                                                                   ساده نگیر این همه سادگی رو
                                                                   ساده نگیر اگه هنوز می تونی 
                                                                   پای همه سادگیهات بمونی

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 16:46 توسط |

آغاز کار با نام خدا
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد
عزیزان من سحر - ایران نیستم واسه همین دل تنگه خیلی چیزام-من دورا دور عاشق شدم که جالب اینجاست که طرفم ایرانه و نمیدونه .آرزوم اینکه روزی از حس من آگاه شه .

Home
Email